parti club



دوستانه

سلام به همه دوستان عزیز وبا حال جوونم

امیدوارم حالتون خوب باشه

از اینكه حدود 1 ماه تو وبلاگ مشاركت نداشتم از همه شما و بخصوص اقا مرتضی(mori) معذرت میخوام.                                                 

مثل همیشه خوش باشید                  مصطفی


شنبه 2 آبان 1388 توسط mostafa | نظرات ()

دلیل خیانت زنان به همسرانشان

خیانت زیان آورترین عمل در یک ارتباط است که نه تنها منجر به صدمات غیر قابل جبران به طرفین می شـود، بلـکه اعتماد و اطـمیـنان کسـی كه مورد خیانت قرار گرفته شده را نیز نسبت به افراد دیـگر از بین خواهـد برد. مـعمولا نارضایتی از مسائل گوناگون در یک رابطه باعث خیانت می شود ولی در کل هیچ ذری برای این عمل نکوهیده پذیرفته نیست و باید از آن دروی نـمود.
خـوشـبـختانه در جامعه ما بدلیل فرهنگ و آداب و رسوم غنی و اصیـل ایرانـی، تعـداد زنانی که بـه شوهـران خود خیانت می کنند بسیار اندک است. در زیر برخی از دلایل خیانت زنان را می خوانید.
دلیل شماره 1
فساد اخلاقی
فساد اخلاقی و عدم داشتن پاکدامنی برخی از زنان باعث میشود این عمل ناپسند انجام گیرد.
دلیل شماره 2
خیانت شوهر
اگرچه همه زنان برای انتقام جویی از هـمسرشان به آنها خیانت نمیکنند، ولی اکثرا'' احساس می کنند حال که مورد خیـانت قرار گرفته اند آنها نیز مجاز به مقابله بـه مثـل می باشند. برخی تصور می کنند بایـد طعم تلخ دارویی که به آنها خورانده شده را به شوهراشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آنچه که برسر همسرشان آمده بشوند.

دلیل شماره 3 

ابراز علاقه بیشتر توسط دیگری

اگر فیلم ''بی وفا'' را دیده باشید متوجـه خـواهـید شـد که زنـان مـعمـولا وقـتـی مـورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار میگیرند ممکن است دچار انحراف شوند. شاید او پشیمان شود و دوباره برگردد اما به چه قیمتی؟ آیا ارزش آن را دارد؟
دلیل شماره 4

تغییرات شدید شخصیتی و رفتاری شوهر

او دیگر مانند گذشته مهربان و با محبت نیست، زود عصبانـی می شـود، بـه هـر دلیل نزاع براه می اندازد، کمتر صحبت می کند، بهانه جویی مـی کنـد، ایـراد می گیـرد، بـه ظاهرش اهمیت نمیدهد، به همسرش اهمیت نمیدهد، دیگر از حرفهای عاشقانه اش خبری نیست و همه چیز به یکباره تغییر کرده است.

دلیل شماره 5

دیدگاه اشتباه

برخی مردان متاسفانه به همسر خود فقط بعنوان یک ''شریک جنسی'' نگاه می کنند و از ارزشهای دیگر زندگی مطـلـع نیــستـنـد که ایـن امـر مـوجـب میـشود به امـور دیـگر نپرداخته و مسـیر اصـلی زنــدگی را منـحرف مـی سازند و درنـتـیجه سـرشکـسـتگی و پوچگرایی را برای همسر خود به ارمغان خواهندآورد که این نیز فکر ''نادرست'' خیانت را در او برای جبران کمبودهای زندگیش و بدست آوردن آنچه که شوهرش ازاو دریغ نموده، تقویت خواهد کرد.

دلیل شماره 6

عدم توجه و بی اهمیتی توسط شوهر

تنها چیزی که می توان با اطمینان کامل بیان کرد این است که هـمـه زنـان تـشـنـه و عاشق تعریف و تمجید توسط شوهرشان هستند بخصوص هنگامیکـه تغییری در آنها بوجود آید. اگر او موهای بلند و بلوند خود را کوتاه و تیره نمود و توسط شوهرش مورد توجه و تعریف قرار نگرفت باید انتظار داشت فرد دیگری زحمت اینکار را بکشد!!!

دلیل شماره 7

مورد غفلت واقع شدن

او احساس می کنـد کـسی که دوسـت داشـت تمام اوقـات خود را با او بـگـذرانـد اکنون بیشتر وقتش را در محل کار و با همکاران و دوستان خود صرف میکند، احساس تنهایی می کند چراکه هرگاه همسر خود را می طلبد با پاسخ منفی مواجه می شود، بخاطر آنچه که انجام داده مورد تحسین قرار نمیگیرد، احساس کمبود مینماید چون شوهرش حداقل انتظاراتش را برآورده نمی کند.
دلیل شماره 8


پول و وضعیت اقتصادی

با کمال تاسف برخی از زنان بدلیل اینکه شوهر آنها دارای وضعیت مالی خوبی نیست و به مـقدار کافی به آنها پول پرداخت نمی کند فقط و فقط بخاطر پـول ( و نه عشق ) و برآورده شدن نیازهای مادی خود سمت دیگری کشیده می شوند که این بسیار جلوه زشت و نا پسند دارد چرا که با کمی همدلی و تلاش می توان براحتی به خواسته ای معقول مادی زندگی دست یافت.

دلیل شماره 9

ارضا نشدن جنسی

مشکل برطرف نـشدن نـیاز جنـسی هـم از جمله مواردی است کـه گـاهـی توسل به پدیده نکوهیـده خـیانت را در برخی زنان موجب می شـود. امـروزه با پـیـشـرفـت علـم پزشکی بسیاری از مشکلات و کمبودهای جنسی چه در مردان و چه در زنان براحتی قابل درمان می باشد.

دلیل شماره 10

ماجرا جویی و حسادت

به نظر می رسـد پـست تـرین دلیـل بـرای انـجام خیـانت حس ماجرا جویی و برانگیخه شدن احساسات بر اثر حسادت نسبت بـه شـوهـران زنـان دیـگر مـیـبـاشـد. ایـن نـوع انگیزه ها معمولا در زنانی که به نوعی دارای مشکلات و کمبودهـای روانـی در زندگی می باشند دیده شده و خوشبختانه دارای تعدد بسیار اندک است.



نتیجه: خیانت به هر صورتی که باشد و به هر دلیلی که انجام گرفته باشد ناپسند و منفور است و تنها یک نتیجه در بر خواهد داشت: شرمندگی

                               دوستدار شما                     مصطفی


شنبه 2 آبان 1388 توسط mostafa | نظرات ()

موانع اقامه نماز در نسل جوان

نماز از بهترین طاعات و فاضلترین عبادات است كه هرگاه مقبول شود تمام عبادات و اعمال مورد قبول درگاه ابدیت واقع می شود. و اگر مردود شود همه اعمال در نزد معبود مردود خواهدشد. و چون مقصد اصلی از نماز، یاد حق تعالی است و تجدید عهد با او و ثنای او از روی مسكنت و خشوع و خضوع است، پس هرآینه باید بنده دل را در نماز حاضر كند.


اولین فریضه ای كه پیامبر برای امت آورد وآخرین فریضه ای كه تا هنگام مرگ از مكلف ساقط نمی شود، نماز است. موانع اقامه نماز، موضوع بسیار مهمی است كه نیاز به تحقیقات گسترده اندیشمندان و متفكران دارد. اگر سعی اندیشمندان اسلامی دراین باشد كه با راهنمایی جوانان این موانع را به تدریج از پیش بردارند، این فریضه عظیم و الهی را به راحتی در روح و جان جوان رخته می كند. دراینجا باید ابتدا مختصراً به شرح اعتقاد دینی در جوان و تفاوت نگرش ها و ارزش های جوانان با یكدیگر پرداخت.
شخصیت جوان و توجه به اعتقادات دینی
مرحله نوجوانی كه پایان می یابد، قالب شخصیتی ساخته شده و اینجاست كه جوان خود را می فهمد، خود را فردی «صاحب نظر» و «صاحب اختیار» می یابد و در همین وقت است كه «اعتقاد» هم در او تجلی می كند. او خیر و شر را تشخیص می دهد و با آن اعتقاد و این تشخیص به هر نظری كه از دیگران صادر می شود انگشت می گذارد و خوب و بد آن را بیان می كند. جوان معرفت فطری خود را در طول فاصله تولد تا جوانی به فهم، علم و تشخیص تبدیل كرده وكم كم عبادت كه یكی از امور فطری است دراو جان می گیرد. دراولین و بهترین مربیان (والدین) عقیده را دریافته و در نظر او عقیده به منزله مهربان ترین مادر است كه همه امیال را در آن پرورش می دهد. این عقیده چیزی نیست كه خود بر پای دل پیچیده باشد، این اعتقاد با مدد فطرت، فیض ربانی و لطف والدین در قلب او رسوخ می كند و وجودش سرشار ازتلاطم و نواندیشی می شود.
اعتقاد به عنوان اصلی درونی، جلوه های خود را در همه سوی وجود جوان نشان می دهد. جوان می خواهد به سویی بگراید و ازسویی بیزاری جوید، احساس حق طلبی دارد و از این روست كه عبادت را برمی گزیند. جوان حق پذیر است و از این روست كه در او عشق به كمال فضیلت، سعادت و زیباپسندی و... موجود است.
مردی از شیعیان امام صادق(ع) به تبلیغ می كوشید، امام(ع) نتیجه را پرسید، گفت: «اندكی حاصل شده» امام(ع) فرمود: «از این پس توجه خود را به نسل جوان معطوف بدار و نیروهای خود را در راه هدایت آنان به كار انداز، زیرا جوانان در پذیرش حق و میل به عبادت سریع تر اثر می گیرند.»
در جوانی عواطف همه در كار است و اعتدال این عواطف پرشور جوانی در سایه دین است. شور جوانی و لذت زندگی از انجام عبادت حاصل می شود و امكان دین داری و كمال دیانت شخصی در جوان بیشتر از اقشار دیگر است.
بروز عقاید مذهبی درسن خاصی است. روانشناسان عقیده دارند غرایز مذهبی جوان یك باره به طرز جالبی تجلی می كند و آن دوره شكوفاشدن حس مذهبی است. ایمان به مذهب معمولا از سن 12 سالگی شروع می شود و این امر، امری فطری همگانی است. بلوغ جنسی نیز از 13 تا 14 و شور مذهبی در 16تا 18 سالگی ایجاد می شود و معلومات دینی را در روح انسان می توان از سن 12تا 20 سالگی به وضوح دید.
دركل، جوانی و عبادت با هم انس دیرینه دارند. جوانی معرف وجود نیروهای جسمی و استعدادهای دینی ودرونی است.
تفاوت ارزش ها و دیدگاه ها در زندگی جوان
ارزش های دینی و سنتی، ارزش های مهم و اصولی هر مكتب و كشور است و هركس دید خاصی به آن دارد. در ارزش های دینی نیز تفاوت نگرش ها یافت می شود و تفاوت این دیدگاه ها در نسل جوان فراوانتر از نسل گذشته است. این یكی از خصوصیات جوان این عصر است. در نظر اكثر جوانان، كار، علم، عشق به كمال، علاقه به خوبی ها، ایثار و عشق به خانواده ارزش های آنها به شمار می آیند، اما در بعضی جوانان علاقه به خوشگذرانی مفرط، توجه به لذت های زودگذر، دنیاپرستی، پول پرستی و مشغول شدن به سرگرمی های مخرب، ارزش به حساب می آید.
این تفاوت نگرش ها ناشی از تفاوت روحیه هرجوان وافكار وعقاید او نسبت به یك موضوع است. و می توان با این دید پی به عمق تفاوت دید واعتقادات جوانان برد. جوانانی كه ارزش های باطل را می پسندند، اكثراً اعمال آنها درنظر متفكران وجامعه شناسان و روانشناسان ناهنجاری فردی واجتماعی به حساب می آید.
موانع اقامه نماز دربین نسل جوان
1) آشنا نبودن جوان با فلسفه واسرار نماز
انسان فطرتاً به دنبال مسئله ای است كه ارزش آن برایش مسلم شده باشد، یعنی باید ارزش آن را درك كرده باشد.
یكی از مسائل مهم ومانع اصلی دراقامه نماز دربین جوانان ناآگاهی این نسل نسبت به فلسفه و اسرار این عبادت عظیم است و به همین علت اكثرجوانان را از این امرباز می دارد.
درقرآن و احادیث ائمه و دروس دینی توجه خاصی به این امر شده است كه دراینجا برای روشن تر شدن مطلب به چند مورد آن اشاره می شود.
خداوند می فرماید:«نماز را بپادار، زیرا نماز است كه تو را از فحشا و منكرنهی می كند.» (عنكبوت آیه 45) حضرت
فاطمه (ع) فلسفه نماز را این گونه بیان می فرماید:«نماز، برای پیراستن انسان ازكبر واجب شده است.» (نهج الحیاه ص 102)
پیامبراكرم (ص) دربیانی می فرماید:«مرز ایمان وكفر،ترك نماز است.» (لعمال ج 7، ص 279)
محمد بن سنان یكی از شیفتگان اهل بیت، خدمت امام رضا(ع) نامه ای نوشت و درآن فلسفه فرائض دینی را جویا شد و امام درپاسخ چنین فرمود:«نماز اقرار به خداوندی خدا و دل كندن ازغیرخداست؛ قیام درپیشگاه خدا با فروتنی و وقاراست؛ اعتراف به خطاها وگناهان گذشته وطلب بخشش و گذشت ازخدا است؛سجده و تعظیم دربرابر عظمت خدا، با گذاشتن پیشانی بر زمین است؛ به یاد خدا و خالق بودن و این كه نباید انسان درمقابل نعمت های اوكبر ورزیده وكفران كند؛ با حالت فروتنی و تذلل، طالب دین «با عمل صحیح» و دنیای حلال شدن؛ پرستش وذكر خدا درشبانه روز برای اینكه انسان، خالق خود را فراموش نكند؛ بازدارنده بودن نماز ازانواع گناهان و فسادها. (وسائل الشیعه ج 3 ص 4).
دراین بحث آثار مادی نماز دربین جوانان مطرح می شود، بعضی ازجوانان نماز را برای رفع حوائج خود از قبیل موفقیت دركنكور، انتخاب های زندگی، كار،گرفتاری های، روزمره و... می دانند و تنها دراین مواقع دل با نماز دارند، و این درجای خود ارزش دارد، چرا كه این امر را می رساند كه آنها نیز می دانند هیچ قدرتی بالاتر از ذات حق نیست كه بتواند زندگی انسان را دچار تغییر وتحول كند، و همین طور كه می دانیم دانشمندان وعلما درمواقع. گرفتاری، به نماز پناه می بردند، مانند ابوعلی سینا كه برای حل مشكل علمی خود نمازگذارد، یا علمایی همچون آیت الله مرعشی نجفی یا امام خمینی (ره)كه درهمه مراحل زندگی به نماز پناه می بردند.
درزمان امام باقر(ع) شخصی به نام ابوعبید حذاء شترش را گم كرده بود. بسیار ناراحت بود. امام (ع) به او فرمود:«دو ركعت نمازبگذار و با خدا بگو، خداوند تو كه گمشده را باز می گردانی و از گمراهی كه هدایت می آوری، گمشده ام را بیاب» كمی كه حركت كردند گمشده اش را یافت.


پنجشنبه 23 مهر 1388 توسط mori | نظرات ()

طنز و خنده

  فقط مخصوص آقا پسرا

1. هر جا که دیدید تعدادی دختر دارن از خنده غش و ضعف میرن بدونید که کارشون فقط برای تظاهر و جلب توجه چون: بر عکس ما پسرا هیچ دختری نیست که برای یه دختر دیگه اونقد جذاب و شیرین سخن باشه که طرفشو به غش و ضعف بندازه .در ضمن ما پسرا چون خیلی شورشو در اوردیم دیگه حتی بابا ننه هم رو  مسخره میکنیم و می خندیم اما دخترا این جوری نیستن و هیچ وقت هیچ دختری نتونسته یه دختر دیگه رو از ته دل بخندونه! آخرین دختری که تونست یه دختر دیگه رو بخندونه وقتی بود که پدربزرگ پدر جد من رفت واسه زنش هوو اورد و چون این دو تا خیلی از هم بدشون میومد وقتی که یکیشون مرد اون یکی از ته دل خندید! پس نتیجه میگیریم که خنده دخترا یعنی اینکه خواهش میکنم استدعا دارم یکی بیاد mind من رو بزنه!

 

2. وقتی که توی یه ماشین تنها دو تا دختر بودند مطمئن باشید یکیشون پشت فرمونه چون اگر نباشه خوب ماشین راه نمیفته دیگه iq ! خوب دخترا راننده های خوبی نیستند و موقع رانندگی 80 درصد حواسشون به رانندگیه که یه وقت اشتباه نکنن.( الان میگید پس 20 درصد بقیه کجاست؟ باید عرض کنم که معمولاً دخترا فقط از 80 درصد حواسشون استفاده میکنن و به عبارت دیگه همه حواسشون رو هم که جمع کنن میشه 80 درصد و اون 20 درصد باقی مونده رو هم خدا بشون نداده تا بعداً راحت گول بخورن و عاشق شن و این طوری نسل بشر منقرض نشه! وگر نه خدا وکیلی اگه یه دختر 100 درصد حواسش جمع باشه اونوقت کی میاد زن من و تو و باباتو عموت ... شه؟!؟!؟! )

 

3. تا یه ماشین دیدید که توش دو تا دختر هستند سریع نرید کنارش و بخواید شماره بدید به دو دلیل:             الف:این روش قدیمی شده  

ب:ممکنه تصادف کنید چون در اون حالت ماشین های دیگه ای هم هستند که همزمان با شما اون ماشین رو دیدن و چون اونها هم به روش قدیمی عمل میکنن پس سریع میخوان خودشونو برسونن بهش و اولین کسی باشن که شماره میدن و از اونجایی که تجربه نشون داده وقتی یه پسر یه دختر میبینه دیگه مخش از کار میفته پس اگر شما هم در اون زمان با ماشینتون اونجا باشید پس احتمال تصادف زیاده!

بنابراین و با توجه به دو مورد فوق نتیجه میگیریم که وقتی یه ماشین با دو تا دختر دیدید باید سریعاً از محل دور شید و فاصله رو زیاد کنید

 

4. مهمترین اصل در زدن mind یه دختر آرامشه.البته میدونم که ضربان قلب چه بخوای و چه نخوای میره رو 1000 اما باید جوری رفتار کنید که طرف نفهمه شما استرس دارید.حتی الامکان می تونید واسه اینکه نشون بدید چقدر آرامش دارید اگه توو ماشین هستید در حال حرکت در ماشین رو باز کنید و بپرید بیرون و این نشان دهنده اوج آرامش و ابله بودن شماست!

 

5. خیلی وقتا اتفاق میفته که وقتی یه ماشین رو به عنوان سوژه در نظر میگیرید در همین حال یه ماشین دیگه هم پیدا میشه و شما می مونید که از این دو تا ماشین کدومشون رو انتخاب کنید.راستش این مشکلیه که تا حالا افراد اهل فن راه حلی واسش پیدا نکردن ولی خوب شما میتونید در این مواقع خیالتون رو یه کم راحت کنید از این بابت که من نویسنده هم سردرگم میشم چه برسه به شما!

 

6. هیچ وقت وقتی که یه ماشین دیدید که دختر تووش هست و شما هم سوار ماشین پیکان قراضه سبز رنگ هستید سعی نکنید که عملیات محیرالعقول انجام بدید و چه میدونم سرعتو زیاد کنید و لایی بکشید واینا... چون واقعاً لایی کشیدن یک پیکان سبز رنگ از بین چند تا پژو و پراید و ماکسیما صحنه چندان خوشایندی نیست و اولین فکری که در این حالت به ذهن بیننده خطور میکنه اینه که احتمالاً راننده پیکان از دِه اومده!

 

7. یه نکته خیلی خیلی مهم رو به خاطر بسپارید و اون اینکه مطمئن شید که اون دو نفری که توی ماشین نشستند و یکی از یکی خوشگل ترند مادر و فرزند نباشند .به هر حال امروزه با پیشرفت علوم و فنون بعضی وقتا مادره از دختره جوون تر میشه پس حتماً حواستون جمع باشه!

 

8. سعی کنید وقتی یه ماشین دیدید که تووش دو تا دختر نشستن صدای ضبط ماشینتونو زیاد نکنید که کل خیابون برگردن ماشین شما رو نگاه کنند چون دیگه اینکه آدم آهنگ تکنو بذاره و صداشو زیاد کنه واقعاً خز و خیل شده و در ضمن این جوری ممکنه سوژه هم بپره به هر حال اونا دخترن دیگه مثل ما پسرا که نیستن، کارشون حساب و کتاب نداره...

 

-------------------------------------------

خوب در مورد خانمهایی که این مطلب رو خوندن در صورت بروز هر گونه آتش گرفتگی , داغ شدن سر , احساس حالت امفجار و امراضی از این نوع حتما خودشون رو به چشم پزشک نشون بدن چون من در بالا نوشته بودم این مطلب مخصوص آقا پسرهاست.

پاورقی : دمپایی ها و کفشهای شما بعد از پرتاب پس داده نمی شودلطفا اصرار نکنید....

هستیم در خدمتون...mori


شنبه 18 مهر 1388 توسط mori | نظرات ()

فرهنگ در شهرهای کوچک

سلام
تصمیم گرفتم كه راجع به مشكلاتی كه به خاطر پایین بودن سطح فرهنگ در شهرستانهای كوچیك برای دختران جوان به وجود میاد بنویسم ، چیزایی مثل فرصتهای تحصیلی، شغلی ، ازدواج و چون تعداد شهرستانهای كوچیك كشورمون خیلی بیشتر از تعداد شهرهای بزرگ و كلان شهرها هستند پس به نسبت موضوع مهمی به حساب میاد...
وقتی داشتم با چند نفر كه حرفشون رو قبول داشتم در این باره صحبت می كردم به موضوع جالبی برخوردم ... به این كه این مشكلات واقعا مشكل هستند یا نه فقط زاییده ی افكار ایده آل جوونها هست و زیاده خواهی هاشون (البته این بر می گرده به تفاوت بین دو نسل ما و پدر و مادرهامون ) اینو همه افرادی كه با انصاف هستند قبول دارند كه توی جامعه ی ما جنس زن بیشتر از مردان مورد شماتت و سرزنش قرار می گیرد كه عده ای این رو به حساب حساسیت زن و لطف خداوند می دونند كه البته این افراد خودشون خانم نیستند !!!
شاید توقعاتی كه ما از جامعمون داریم خیلی جزئی و به ظاهر كم اهمیت باشه كه اگه بخوایم خوشبینانه به قضیه نگاه كنیم همه چیزش فراهمه ، چیزایی مثل حضور یكسان در جامعه نه از نظر نوع كار بلكه از نظر توانایی چون این مسلمه كه ما خانوم ها توانایی هایی داریم كه عمرا شما آقایون ندارید و بالعكس، یا دادن آزادی به دخترها برای استفاده از حق تفریح كردن نباید از این حقیقت ساده بگذریم كه به خاطر دید كهنه ی خیلی ها دخترها از تفریح كردن (حتی تفریح سالم) باز می مونند بارها شده از مامانها شنیدیم ما كه بچه بودیم توقعی نداشتیم حالا ما توقع داریم و اسممون شده زیاده خواه البته مسائلی هم وجود دارن كه برای عادلانه قضاوت كردن لازم هستند مثلا اینكه ما اول باید بدونیم در چه جامعه ای و با چه قوانینی و با چه ظرفیتها و زمینه هایی برای تغییر و تكامل زندگی می كنیم خوب جامعه ی ما یك جامعه ی اسلامیه كه یه سری محدودیت ها رو به خاطر شكنندگی خانوم ها براشون قائل شده كه به نفعمون هم هست اما این محدودیت ها و قوانین در ادوار مختلف با توجه به رشد فرهنگی جوامع قابل تغییر هستند
دوم اینكه ما باید توانایی ها و استعدادهای خودمون رو تشخیص بدیم و اونهارو از وظایف آقایون تفكیك كنیم مردان موفق امروز در دامن مادران و با پشتیبانی زنان مدیر و مدبر به موفقیت می رسند این یك واقعیت انكار نا پذیره پس باید مردانی تربیت كرد كه به جنس زن و ظرفیتهای اون نگاهی تحقیر آمیز نداشته باشن و برعكس زن رو شریك موفقیتهای خودشون بدونند و حتی از ظرفیتهای اون به طور صحیح بهره برداری كنند و به خواسته ها، توانایی ها و امیال اون(خانم ها ) احترام بگذارند پس این خیلی مهمه كه آقایون چه دیدی به خانومها دارند
دلیل خیلی از سركشیهای امروز خانومها لجاجتهای درونییه كه به خاطر كوچك شمرده شدن توسط آقایون به وجود اومده... به دلیل فرهنگ پایین جامعه تفاوت بین آقایون و خانمها ضعف و نقص برای زنان به حساب میاد و همین مسئله كه از بنیاد اشتباهه اینقدر به خورد خانومها داده می شه كه زنان امروزی كه خواستار حقوق مسلم خودشون هستند به اشتباه برای اثبات توانایی های خودشون پا جای پای آقایون می گذارن و خواستار این هستند كه در هر زمینه ای حتی در زمینه های كاملا مردانه ابراز وجود كنند كه این به خودی خود خیلی خطرناكه و این فقط به این خاطر كه به مردان ثابت كنند قابل افتخار هستند و آخر این راه سقوط هر چه بیشتر مقام زن هاست در صورتی كه تنها راه موجود برای حضور مفید در جامعه برای زنان استفاده ی درست از استعدادهای زنه .
ما خانومها باید فراموش كنیم كه مثل آقایون كارهای سخت انجام بدیم ما فراموش كردیم و نمی خواهیم باور كنیم كه حتی در صورت فقط زن بودن به معنای واقعی می شه از خیلی جهات از آقایون بهتر بود ( لطفا آقایون سعی كنند به جای نادیده گرفتن خانومها و مدام دست كم گرفتنشون به ما میدان بدهند به ما اعتماد كنند و بگذارند در جای خودمان پیشرفت كنیم)
اشتباه ما اینه كه برای اثبات خودمون داریم معیار های جامعه رو تغییر میدیم و این روند چیزی جز تباهی برای زن فراهم نمی كنه در حالی كه كشور ما به استعدادهای ناب ما احتیاج داره استعدادهایی كه در هیچ مردی پیدا نمی شه...
البته این مشكلاتی كه گفتم یه دلیل دیگه هم می تونه داشته باشه كه ما یه الگوی مناسب برای این جور رفتارهای اجتماعی نداریم تنها زنانی كه در اسلام به خاطر اخلاق و معنویات شهره هستند دخت پاك نبی اكرم حضرت فاطمه ی زهرا(س) هستند و همسر گرامی پیامبر حضرت خدیجه كه با احترام زیادی كه برای این دو بزرگوار قائلم اما این واقعیت رو هم منكر نمی شم كه ایشون در دوره ای زندگی می كردند كه دغدغه های متفاوتی با این زمانه وجود داشت و ایشون فعالیتهای امروزی خانومها رو انجام نمی دادند پس ما عملا با نبود الگو مواجهیم از طرفی طی سالهای مختلف نگاه به دین خیلی سنتی شده ور برعكس حقیقت اسلام جامعه به زنان بیشتر از حد سخت می گیره و این سخت گیری در شهرهای كوچیك بیشتر مشهوده
دید ما به حضور زنان در اجتماع خیلی منفیه و باز این بیشتر زنان و ختران شهرستانی رو آزار می ده ، با پا گذاشتن به سن جوانی حقیقتا هیچ برنامه ای ، یا هیچ مكانی برای جذب جوانان وجود نداره مگر موسسات خصوصی آموزشی كه واقعا هدف خاصی رو دنبال نمی كنند كه عموما با دید مادیات به قضیه دارند و خیلی ها هم توانایی شركت در این كلاسهارو ندارند
بعد از اتمام دوره مدرسه دوراه وجود داره یا دانشگاه قبول می شی یا می مونی تو خونه و می پوسی ...
حالا خودتون فكر كنید ببینید اینایی كه گفتم مشكلن یا فقط ساخته ذهن همیشه ناامید من البته چیزای زیاده دیگه ای هم هست اما تا الان خیلی نوشتم می دونم كه خسته شدید...

این مطلبو نازی فرستاده که باید ازش تشکر کنم

mersi mori


سه شنبه 7 مهر 1388 توسط mori | نظرات ()

انگیزه های غلط ازدواج2

11- ازدواج به خاطر رفع بحران:گاهی ازدواج به دلیل آسیب دیدگی جنسی ناخواسته، اتفاق می افتد. به این معنی که طرفین برای حمل این مشکل به ازدواج تن می دهند، چنین شرایطی بدون آمادگی لازم جهت ورود به این فضا، مخاطراتی را به دنبال دارد که در نهایت حداقل آن احساس به تله افتادن و حس اجبار به ازدواج با یکدیگر است . چنین شرایطی خطر پذیری فزاینده ای برای ادامه زندگی مشترک ایجاد خواهد کرد .

 

12- ازدواج به خاطر فرار از مشکلات خانوادگی :گاهی انگیزه افراد برای ازدواج به دلیل دوری آنها از محیط استرس زای خانواده از جمله درگیری والدین، اعتیاد والدین، سوء رفتار جسمی و جنسی، بی توجهی، طرد و خشونت و موارد دیگر است . در چنین شرایطی افراد آمادگی روان شناختی لازم جهت ارزیابی متقابل را نداشته و در نهایت احتمال آسیب زا بودن این رابطه بالا می باشد .

 

13- ازدواج به خاطر عشق:گاهی دو نفر ، چنان علاقه ای به یکدیگر پیدا می کنند که گمان می برند به راستی عاشق هم هستند . وقتی هیجان ، با سرعت چشمگیری در روابط پیش برود ، شناخت یکدیگر به روال عادی و تدریجی خود پیش نمی رود، زیرا وقت کافی برای این امر وجود نداشتهاست.صراحت ، صداقت و اعتمادی که لازمه یک رابطه محکم است احتیاج به زمان دارد . یک آشنایی سریع، هر چقدر هم که هیجان آور باشد، تنها یک صمیمیت ظاهری به بار می آورد که به آسانی با نزدیکی و صمیمیت واقعی اشتباه می شود ، به همین دلیل ازدواج هایی که در کوتاه مدت اتفاق می افتند ، مخاطراتی را به دنبال خواهند داشت .

 

14- ازدواج به خاطر فرار از یکنواختی زندگی:گاهی افراد بدون آگاهی و آمادگی لازم وارد یک زندگی مشترک می شوند و پس از مدتی احساس از دست دادن آزادیهای فردی و یا احساس در دام افتادن می کنند، ازدواجهایی که درآن انگیزه مزه کردن زندگی مشترک ، بدون توجه به سایر مؤلفه ها وجود دارد ، اغلب مخاطراتی را به دنبال خواهد داشت .

 

15- ازدواج به دلیل برداشت غلط از مفاهیم :افراد در دوران نامزدی ممکن است به فاش سازی مسائل شخصی خود بپردازند که گاهی بی توجهی به محتوای مطالب ابراز شده مشکلاتی را به دنبال دارد . مثلاً مردی به نامزدش می گوید که اعتیاد دارد ؛ اما زن می گوید چون با صداقت این موضوع را گفته من همسر او می شوم و بعد از ازدواج این مسائل ایجاد مشکل خواهد کرد.


ادامه مطلب

سه شنبه 31 شهریور 1388 توسط mostafa | نظرات ()

انحراف و کمبود محبت در جوان

دختری را به سبب روابط غیرمشروع با دیگران، دستگیر کردند و او را مورد بازجویی قرار دادند.

وقتی علت رابطه با نامحرمان را از وی پرسیدند، در پاسخ گفت:

من عاطفه و صمیمیت می خواهم و چون خانواده، خصوصا پدرم اظهار محبت به من نداشت به دنبال اظهار محبت و عاطفه دیگران رفتم که کار به این جا کشیده شد! دختران تشنه محبتند و اگر مورد بی مهری قرار گیرند انحرافشان حتمی است.

بنابراین، والدین باید تغذیه روحی فرزندان را به مراتب لازم تر و مهم تر از تامین نیازهای جسمی و بدنی فرزندان بدانند.

پدر و مادر باغبانی هستند که باید از گل های زندگی خود به خوبی مراقبت کنند.

نقش اعجاب برانگیز و تاثیر شگرف محبت در بنای زندگی و روح و روان اشخاص بر کسی پوشیده نیست.

لذا بسیار بجاست که والدین محترم تامین نیازهای روحی و روانی، تربیتی و اخلاقی فرزندان را درصد وظایف و مسئولیت های خود بدانند. محبت، ملات زندگی است و بدون محبت زندگی میسر نیست

کم داشت محبّت


یکی از نیازهای اصیل روانی، نیاز به محبّت است. رشد یافتگان در خانواده های نابِهنجار و آشفته و کسانی که در کانون خانواده، مدرسه و اجتماع، محبّت ندیده اند، اعتماد به نفس کمتری دارند. دینِ زندگی آموز اسلام، تلاش می کند تا خانواده، چشمه سار محبّت باشد و ارتباط های درون خانوادگی، سرشار از صمیمیت و مهر گردد


وابستگی افراطی


همان گونه که ارضای نیاز به محبّت در حدّ مناسب، می تواند مفید و سازنده باشد، محبّت و حمایت افراطی والدین از فرزند نیز تأثیرات نامطلوبی خواهد داشت که رشد وی را با خطرهایی مواجه ساخته، موجب اختلال در شخصیت و رفتارهای وی خواهد شد. مثلاً کودکی که دائم تحت مراقبت و محبّت مادر قرار دارد، تمام نیازهای او بدون هیچ گونه تلاشی ارضا می شود و در هر موردی، از قبیل: لباس پوشیدن، غدا خوردن و رفع دیگر نیازهای خود، متّکی به مادر است؛ هر چه را که بخواهد، بی وقفه دراختیارش قرار می گیرد و حتّی در مقابل هر رفتار سوئی، مورد حمایت قرار می گیرد. چنین کودکی، نوعاً از اعتماد به نفس لازم برخوردار نیست و در سنین نوجوانی و جوانی نیز توان مقابله با مشکلات زندگی و حلّ مسائل شخصیِ خود را ندارد و نمی تواند انسانی مسئول و مفید باشد. چنین فردی (در عوضِ داشتن شخصیتی مستقل)، وابسته و فرمانبُردار است. گفتنی است: بر اساس معارف اسلامی، سه گونه اعتماد، قابل پژوهش است:


 

1. اعتماد به خدا،


2. اعتماد به نفس،


3. اعتماد به غیر.


اعتماد به خداوند که در معارف اسلامی با عناوین: الثِّقَة باللّه، تفویض، توکّل، تعویذ، و... بدان اشاره شده، یکی از ارزش های دینی است و پیوسته، پویایی و شکوفایی می آورد، ناامیدی ها را می زداید و صلابت در شخصیت و جدّیت در تصمیم را درپی دارد و انسان را با کانون قدرتِ بی کران الهی پیوند می زند. امّا اعتماد به نفس را می توان دو گونه تفسیر کرد:


 

1) نفس مداری؛ یعنی این که انسان، پیرو گرایش های نفسانی و تمایلات شخصی گردد و خواهش های نفسانی را مدیر زندگی خویش گرداند. بی تردید، این نوع اعتماد به نفس (نفس حیوانی)، زندگی سوز است و در روایت آمده است: مَنْ وَثَقَ بِنَفْسِهِ خانَتْهُ. کسی که به نفس خویش اعتماد کند، نفسش به او خیانت می کند.


2) خودباوری، خودشناسی، احساس عجز و واماندگی نکردن و نادیده نگرفتن استعدادها و ... بی شک، این نوع تفسیر از خودباوری، در برابر اعتماد به خداوند نیست؛ بلکه در برابر اعتماد به غیر و در طول اعتماد به خداوند و از جنس آن است. این اعتماد، ارزیابی واقع بینانه از توانایی های خویش است. در روایت آمده است: خدای، رحمت کند کسی را که اندازه و ارزش خویش را بشناسد و از قلمرو خود، تجاوز نکند.


امّا اعتماد به غیر، یعنی دل بستگی و وابستگی به دیگران، اگر به شکل سربار بودن و بدون ضرورت های واقعی باشد، نکوهش شده است و با اعتماد به خویش و خودباوری، و از سوی دیگر، با اعتماد به خداوند متعال، منافات دارد و در معارف اسلامی، مقوله ارزشمند «الإستغناء عن الناس»، یعنی احساس بی نیازی از مردم، مطرح شده است.

محدودیت برای جوان معنا ندارد. او خواهان استقلال بیشتری است و قصد ندارد در محدودیتی كه شما به عنوان والدین ایجاد كرده‌اید زندانی شود، بدین ترتیب كار به بحث و مشاجره می‌كشد.

نوجوانان در این مرحله سنی تمایل ندارند جزییات زندگی و كارهای روزمره‌شان را برای والدین تعریف كنند. آنها دوست دارند هر چه بیشتر استقلال داشته و مستقل باشند؛ اما گاهی این رفتار‌ها و میل به تنها بودن والدین را عصبی و تا حدی نگران می‌كند و آنها نمی‌دانند در این گونه موارد چطور باید رفتار كنند

كمبود محبت عامل بسیاری از كجروی‌ها

خانواده مهم‌ترین جایگاه ارامش برای نو جوان است اما در صورت عدم برخورداری از روابط سالم و صمیمانه جوان  به دنبال راهی دیگر برای تامین نیازهای خود می‌گردد.

روان‌شناسان معتقدند آنچه موجب افزایش جرم و اشتباه در میان نوجوانان و جوانان می‌شود كمبودهای عاطفی و محبت در خانواده است نه نیازهای مالی و اقتصادی.

خانواده نخستین جامعه‌ای است كه فرزندان در آن روابط اجتماعی و ارتباط برقرار كردن با دیگران را می‌آموزند. وقتی روابط حاكم بر خانواده مبتنی بر محبت و امنیت باشد او برای رهایی از هر مشكل به خانواده پناه می‌برد، اما وقتی این خانواده كانون مشكلات روحی باشد نیز  به هر دستاویزی خارج از منزل چنگ می‌زند تا شاید گمشده خود را بیابد.




یکشنبه 29 شهریور 1388 توسط mori | نظرات ()

انگیزه های غلط ازدواج1

ازدواج به عنوان سنتی پسندیده در تمامی جوامع در طول تاریخ از جایگاه خاصی برخورداربوده است . شروع زندگی مشترک روزنه ای بر ارضای نیازهای زیستی، روانی و اجتماعی می باشد ، با این حال بنا به دلایل متعدد امروزه بسیاری از ازدواجها به طلاق منجر می شود .
انگیزه های افراد برای تشکیل زندگی مشترک، متعدد است ، بعضی از این انگیزه ها به دلیل ناهمخوانی با واقعیتهای زندگی زناشویی محکوم به شکست می شود . در این مطلب سعی ما بر این است تا به به انگیزه هایی که احتمالا به شکست در زندگی مشترک(طلاق) منجر می شود ، نظری افکنده بیفکنیم .

 

1- ازدواج به منزله پاسخی به منتهای خانواده:ازدواج در بسیاری از خانواده ها به عنوان یک سنت محسوب می شود، خصوصاً زمان ازدواج فرزندان ، در تعدادی از خانواده ها از قواعد خاصی تبعیت می کند . مثلاً بعضی از والدین اعتقاد دارند که فرزندانشان در سنین پایین تشکیل زندگی مشترک دهند . با توجه به مشکلات متعددی که در مسیر یک زندگی مشترک وجود دارد تبعیت از این باورها مخاطراتی را برای فرزندان امروزی به دنبال خواهد داشت .

2- ازدواج به منظور فرار از تنهایی:انسان موجودی اجتماعی است ودروجود او تعامل با دیگران در ارضای نیازهای انسانی سهم شایسته ای دارد . به همین خاطر بسیاری از افرادی که بنا به دلایل متعدد ، تنها زندگی می کنند و یا در عین حال که با خانواده خود زندگی می کنند احساس تنهایی می نمایند . گاهی برای کنار آمدن با این خلأ احساسی، به فکر تشکیل زندگی مشترک می افتند. به طور قطع ازدواج راهی به سوی تعامل، تبادل احساسات و همدردی محسوب می شود و این فرآیند به ایجاد رضایت در انسانها از زیستن با هم می افزاید. اگر احساس تنهایی ، ناشی از ضعف مهارتهای اجتماعی فرد در تعامل با دیگران باشد و یادلایل شخصیتی و ابتلاء فرد به اختلالات روانی سبب به وجود آمدن چنین حالتی در او شده باشد ، در چنین شرایطی ازدواج راه حل مناسبی برای کنار آمدن با این احساس نیست.

3- ازدواج به منظور جبران کمبودهای شخصی:گاهی افرادی که در شرایط سختی زندگی می کنند و امکانات موجود نیازهای ایشان را ارضا نمی کند ، برای جبران این خلاء ، اقدام به ازدواج می کنند. مثلاً دختری که در یک خانواده فقیر زندگی می کند ، ممکن است پیشنهاد ازدواج با یک فرد ثروتمند را به راحتی قبول کند .


ادامه مطلب

شنبه 28 شهریور 1388 توسط mostafa | نظرات ()

نقش عشق و عقل در ازدواج؟!

مسلما عشقی که نسبت به تصویر ذهنی پسر یا دختر مورد علاقه اتان دارید آنقدر قوی هست که احساس کنید در زندگی فقط و فقط با او خوشخبت خواهید شد و البته چنین احساسی، قوی و درخورد توجه هست.اما آنچه که ضرورت پیدا می کند و به مداخله عقل نیاز می شود اینست که این عشق شما به واقعیت آن پسر یا دختر است یا نسبت به تصویر ذهنی می باشد که از او در خیالات و رویاهای خود ساخته اید.

بخش احساسی ماجرا

مثال شما عاشق دختری شده اید که احساس می کنید زیبا، محجوب، وفادار، با اندیشه، با احساس، با ثبات، منطقی با خانواده ای فهمیده، بدون مشکلات روحی و ...، هست، خب اینها که عالیست. کدام عقل سلیمی چنین عشقی را رد می کند و مسلم است که زندگی با چنین دختری البته اگر شما هم واجد این شرایط باشید، خوشبختی را با خود دارد.

اما بخش منطقی ماجرا

منطق می گوید که این عشق صحیح هست و باید باشد، فقط مشخص کنید که تمام این پندارهایی که در مورد این دختر یا پسر تصور می کنید با واقعیات منطبق هست یا خیر؟! آیا یک کلمه ، یک رفتار و یک احساس این دختر و پسر موجب شده است که ما به اشتباه گمان کنیم که او همه شرایط مطلوب ما را دارد؟! یا نه سایر اطرافیان ما نیز به این مسئله واقف هستند.
اگر به شما ثابت شود آنچه عاشقش بوده اید ، ایده آلهای و تصورات ذهنی شما در مورد آن دختر یا پسر بوده و آن دختر هیچ یک از آن مشخصه ها را ندارد و همه اینها دروغ بوده است، آیا باز هم عاشق فردی بدون این مشخصات می مانید.( این همان بخشی هست که پس از ازدواج موجب درگیری بین زوجینی می شود که قبل از ازدواج احساس عاشقی می کردند و پس از ازدواج این مسئله رو شده است).برای اینکه ببینید لباس تصورات ذهنی شما بر قامت آن دختر و پسر می نشیند یا نه ، نیاز است از طرق منطقی ارزیابی کنید ( نه احساسی، مثلا اینکه چون حس می کنم این پسر اینطور هست ، پس حتما اینطوره)، و اگر خودتان را بیشتر از اندازه درگیر احساسات نموده اید ، می توانید از دیگرانی که خارج از گود هستند کمک بطلبید، معلمان، مشاوران ، والدین ، دوستان فهمیده ، مطالعات و ....، همه می توانند شناختی مکملی را برای شما ایجاد کنند.

نظر شما در این باره چیه؟                           مصطفی


شنبه 28 شهریور 1388 توسط mostafa | نظرات ()

درد دل(طنز)

دختری با مادرش در رختخواب                        درددل می کرد با چشمی پر آب


گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست
                  
زندگی از بهر من مطلوب نیست


گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟
                      
روی دستت باد کردم مادرم!


سن من از بیست وشش افزون شد
               
دل میان سینه غرق خون شد


هیچ کس مجنون این لیلا نشد
                      
شوهری از بهر من پیدا نشد


غم میان سینه شد انباشته 
                         
بوی ترشی خانه را برداشته!


مادرش چون حرف دختش را شنفت
               
خنده بر لب آمدش آهسته گفت:


دخترم بخت تو هم وا می شود
                    
غنچه ی عشقت شکوفا می شود

غصه ها را از وجودت دور کن                         این همه شوهر یکی را تور کن!


گفت دختر مادر محبوب من!
                        
ای رفیق مهربان و خوب من!


گفته ام با دوستانم بارها
                            
من بدم می آید از این کارها


در خیابان یا میان کوچه ها
                         
سر به زیر و با وقارم هر کجا


کی نگاهی می کنم بر یک پسر
                 
مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟


غیر از آن روزی که گشتم همسفر
                
با سعیدویاسر وایضا صفر


با سه تاشان رفته بودم سینما
                   
بگذریم از مابقی ماجرا!


یک سری هم صحبت صادق شدم
                
او خرم کرد آخرش عاشق شدم


یک دو ماهی یار من بود و پرید
                     
قلب من از عشق او خیری ندید


مصطفای حاج علی اصغر شله
                     یک زمانی عاشق من شد،بله

بعد جعفر یار من عباس بود                           البته وسواسی وحساس بود


بعد ازآن وسواسی پر ادعا
                           
شد رفیقم خان داداش المیرا


بعد او هم عاشق مانی شدم
                        
بعد مانی عاشق هانی شدم


بعدهانی عاشق نادر شدم
                         
بعد نادر عاشق ناصر شدم


مادرش آمد میان حرف او
                            
گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!


گرچه من هم در زمان دختری
                       
روز و شب بودم به فکر شوهری


لیک جز آن که تو را باشد پدر
                       
دل نمی دادم به هرکس اینقدر


خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی
                    واقعا که پوز مادر را زدی


جمعه 27 شهریور 1388 توسط mostafa | نظرات ()

سخن بزرگان

انسان خردمند ، تار و پودهای اصلی زندگی را می یابد . اُرد بزرگ

زندگی خواب است و عشق رؤیای آن . موسسه

وقت گرانبها است ، اما حقیقت گرانبها تر است . دیسرائیلی

با گذشت ، شما چیزی را از دست نمی دهید بلکه بدست می آورید . اُرد بزرگ

دراین دنیا از دو راه می توان موفق شد ؛ یا از هوش خود و یا از نادانی دیگران . لابرویر

 

مردم موفق امروز کودکان جسور دیروز بوده اند . دیسرائیلی سرود هستی آهنگی

ملایم و کشیده دارد . اُرد بزرگ

 

مهم این نیست که در کجای این جهان ایستاده ایم، مهم این است که در چه مسیری

گام بر می داریم. هولمز

انسان بدرستی همان میشود که به آن فکر میکند . فلورانس نایتینگل

آشکارترین خصلت ایرانیان کمک به مصیبت زدگان دیگر سرزمین هاست . خواجه نظام

الملک

 

جوانی اشتباه است ، کهولت مبارزه و پیری پشیمانی . دیسرائیلی

 

جوانی که به بالا نمی نگرد ، نظرش به پایین می افتد و کسی که به را ه کمال نمی

رود ، به پستی می گراید. دیسرائیلی

 

دل کسی که خاطر شاه دادگر از او مکدر باشد جایگاه دیو است . بزرگمهر

 

شاید من بهتر می دانم که چرا بشر تنها حیوانی است که می خندد.تنها انسان است

که به شدت رنج می برد و مجبور است خنده را بیافریند. نیچه

شکست های زندگی ، درهای پیروزی را می گشاید و خودپسندی درهای پیروزی را

یکی پس از دیگری می بندد . اُرد بزرگ

 

آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن

ندارد . اُرد بزرگ

 

اهل فرهنگ و هنر ، سازندگان آینده اند . اُرد بزرگ

 

رامترین کلماتند که طوفانی را با خود به همراه می آورند . افکاری که با پای کبوتران

پیش می آیند جهان را مسخر می سازند . نیچه

 

سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم، بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم.

مارکوس گداویر

 

اگر بکوشی و در پی نصیبی حتی برای خود باشی بدان که صالحی . جبران خلیل

جبران

 

معتقدم که پس از گرسنگی و چه بسا پیش از آن ، تنهایی بزرگترین مسئل بشر

است . مسعود فرزاد

 

مرا اندکی دوست بدار ولی طولانی . کریستوف مارلو

 

انسان عاقل همیشه از بدگوییهایی که از او می‌شود استفاده می‌کند . ژرژ بانه

 

رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی . اُرد بزرگ

 

اگر به موفقیت خود واقعا ایمان داشته باشید حتما پیروز خواهید شد. داوید شوارتز

 

کسی که همسر و کودک خویش را رها می کند ، در پی خفت ابدیست . اُرد بزرگ

 


شخص باید لایق ستایش باشد ولی از آن بگریزد . فنلون

 

خموشی ، دری به سوی نگاه ژرف تر است . اُرد بزرگ

 

همین قدر که برای بدست آوردن آرزوئی اراده کنیم ، یک گام بلند در راه نیل بدان

برداشته ایم . سی فوست


جمعه 27 شهریور 1388 توسط mori | نظرات ()

جالبه بخونید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بیچاره دخترها
بیچاره دخترا اگه خوشگل باشن می گن عجب جیگریه! اگه زشت باشن می گن کی اینو می گیره! اگه تپل باشن می گن چه گوشتیه! اگه لاغر باشن می گن چه مردنیه! اگه مودبانه حرف بزنن می گن چه لفظ قلم حرف می زنه! اگه رک و راست باشن می گن چه بی حیاست! اگه یه خورده فکر کنن می گن چقدر ناز می کنه! اگه سری جواب بدن می گن منتظر بود! اگه تند راه برن می گن داره می ره سر قرار! اگه اروم راه برن می گن اومده بیرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتی حرف بزنن می گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه می گن یکی رو زیر سر داره! اگه حرف شوهرو پیش بکشه می گن سر و گوشش می جنبه ! اگه به خودش برسه می گن دلش شوهر می خواد می خواد جلب توجه کنه ! اگه…………چکار کنه بمیره خوبه؟

تقسیم بندی خانمها
- زنها كلا به پنج گروه اصلی تقسیم میشن:‌گروه اول زنهائی هستند كه مردها رو بدبخت میكنن! گروه دوم زنهائی هستند كه اشك مردها رو در میارن! گروه سوم زنهائی هستند كه جون مردها رو به لبشون میرسونن! گروه چهارم زنهائی هستند كه كاری میكنن مردها روزی 18 بار‌آرزوی مرگ كنن گروه5 زنائی هستند كه به اشتباه فكر میكنن جزو هیچكدوم از گروههای بالا نیستن

آموزش خود کشی
آموزش خود کشی برای دختران « سوء استفاده از موش» تخت خواب رو مرتب کنید برید زیر پتو اتاق حتما کاملا تاریک و ساکت باشه حالا چشماتونو ببندید و فرض کنید یه موش خوشگل داره روی تنتون راه میره خواهش می‌کنم جیغ نزنید و بدون سر و صدا از وحشت زیاد بمیرید مرسی


پنجشنبه 26 شهریور 1388 توسط mori | نظرات ()

دوستانه

سلام به همه دوستان جوونم

از اینكه از مطلب حكیمانه به جای بیان مشكلات جوونا حتی در قالب طنز استفاده كردم معذرت میخوام

اما میخوام اینو بیان كنم كه اگه ما اول خودمونو بشناسیم وخدای خودمونو تا حد خیلی زیادی از مشكلات جلوگیری كردیم و تو دامشون نخواهیم افتاد.

 باتشكر از همه جوونای با حال                                             مصطفی


پنجشنبه 26 شهریور 1388 توسط mostafa | نظرات ()

حکمت خدا

گنجشک با خدا قهر بود.......روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد.....
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.
گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغض راه کلامش بست.
سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.
گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت ...
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد ...

         این بار میگم با خدا باشید                              مصطفی


پنجشنبه 26 شهریور 1388 توسط mostafa | نظرات ()

برنامه هفتگی خانم های ایرانی - همش آشپزی آخه؟

شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم ''فال قهوه روسی یخ زده'' بگیریم.میگن خیلی جالبه, همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته ''شوهرت واست یه انگشتر میخره'' خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!



یکشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم ''کلاسهای روش خود اتکایی بر اعتماد به نفس ''ثبت نام کنیم هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره, تا برگردم دیر شده,سر راه یه چیزی بگیر بیار!



دوشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی ''ظروف عتیقه''.میگن خیلی جالبه.ممکنه طول بکشه.سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!



سه شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم که میخواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم.تو که میدونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند!ممکنه طول بکشه.سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!



چهارشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای کلاس ''بدنسازی'' و ''آموزش ترومپت'' ثبت نام کنیم.همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه.ترومپت هم که میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله.سر راه یه چیزی بگیر بیار!



پنج شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی که تازه از کانادا اومده.میخوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم.من واقعاً از این زندگی ''خسته '' شدم!چیه همش مثل کلفتها کنج خونه! به هر حال چون ممکنه طول بکشه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!

جمعه:
مرد:عزیزم امروز چی ناهار داریم؟
زن:ببینم تو واقعاً ''خجالت'' نمیکشی؟یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟واقعاً نمیدونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت!نه واقعاً این خیلی توقع بزرگیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بارشوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟!؟!؟

            مصطفی


چهارشنبه 25 شهریور 1388 توسط mostafa | نظرات ()

دخترها از1230 تا 1400 (ه.ش)

سال 1230 : (مرد):دختره خیر ندیده من تا نكشمت راحت نمیشم....
زن:آقا حالح یه غلطی كرد شما ببخشید!نا محرم كه خونمون نبود.حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده...!!!
مرد: بلند خندیده؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. نخیر نمی شه باید بکشمش...
بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه.
سال 1280
مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی. تو غلط می کنی. تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟
زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها! شکر خورد. دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده...
مرد( با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدونه درد می کشمت...
-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه
سال1330
مرد: چی؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم...
زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ...
مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم. یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کونی...
-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه

سال1380
مرد: کجا؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مث جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من... تو رو... می کشم...
زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).
مرد: من... اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره...
سال1400
زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه...
-- بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو می بخشه !!

            مثل همیشه شاد باشید                      مصطفی


چهارشنبه 25 شهریور 1388 توسط mostafa | نظرات ()

حکیمانه

خداوند فرمود هر وقت بنده ای با من سخن می گو.ید چنان به حرفهایش گوش میدهم که گویی جز او بنده ای ندارم ولی او چنان سخن می گوید که گویی من خدای همه هستم جز او

با خدا باشید تا خدا با شما باشه

التماس دعا

mori


سه شنبه 24 شهریور 1388 توسط mori | نظرات ()

تعامل با نسل جوان

درعصر کنونی تعامل با نسل جوان و استفاده از توانایی و ظرفیت آنان درجهت رشد و توسعه ی جامعه امری اجتناب ناپذیر است.

شماری از متولیان امور جوانان با تبیین ویژگیهای دوران جوانی و شاخصه های اصلی جوان موفق، اراده ، پشتکار و استفاده از فرصت جوانی را لازمه تحقق اهداف و رسیدن به قله های افتخار بیان و بر لزوم فراهم کردن زمینه ی بروز استعدادهای جوانان تاکید کردند.
امام جمعه ی خدابنده با اشاره به اهمیت و حساسیت دوران جوانی، گفت : تعامل با نسل جوان باید بر اساس صبر ، صداقت و صمیمیت باشد.
حجت الاسلام "علی طهماسبی" جوانان را آینده سازان جامعه و سرمایه ی انسانی جهت توسعه هرکشوری دانست و افزود: جوانان به واسطه آرمانگرایی، نوآوری و خلاقیتی که در فکر و اندیشه دارند زمینه توسعه همه جانبه کشور را فراهم میکنند.
وی یادآورشد: جوانان فرهیخته و ولایتمدار نظام اسلامی با آگاهی، بینش، توانمندی، شعور سیاسی و اجتماعی بالایی که دارند کشور را به سوی پیشرفت و آبادانی هدایت میکنند.
حجت الاسلام طهماسبی با بیان این مطلب که اسلام ناب محمدی (ص) بیشترین اهمیت را به جوانان داده است اظهارداشت : علاوه بر دین، عقلانیت نیز اقتضا می کند تا به نسل جوان اهمیت و بهای بیش از بیش داده شود.
امام جمعه خدابنده خانواده را اساسی ترین مأمن برای رشد و شکوفایی استعداد جوانان دانست و گفت:‌ برای شکوفایی استعداد جوانان، خانواده بعنوان اصلی ترین رکن جامعه باید کانون صحبت و صمیمیت باشد.
وی از تشکل های غیردولتی به عنوان خانواده های دیگر برای جوانان نام برد و افزود: اعضای تشکل ها باید درجهت اهداف مشترک تعریف شده با یکدیگر همکاری کنند و با حفظ و احیای ارزشهای اسلامی موجب ارتقاء توانمندی های یکدیگر شوند.
حجت الاسلام طهماسبی با تبیین ویژگیهای جوانی یادآورشد: جوانان می توانند با نقد مثبت بر عدالت و انصاف، محیط لازم جهت پیشبرد اهداف نظام اسلامی را فراهم آورند.
یک فعال فرهنگی و اجتماعی در زنجان نیز اعتماد به جوانان را موجب ایجاد انگیزه در آنان و به فعل رساندن استعدادهای بالقوه این قشر عنوان کرد.
"مهدی کریمی" افزود :‌ اگر به جوانان ارزش و اعتبار اجتماعی داده شود زمینه ی توسعه جامعه در ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فراهم شده و کشور به سوی عمران و آبادانی گام بر می دارد.
وی تأسیس اتاق فکر جوانان از سوی دستگاههای متولی امور جوانان را ضروری دانست و افزود: وجود اتاق فکر که متشکل از مدیران سالهای نه چندان دور از جوانی و جوانان امروز باشد، می تواند در حفظ انقلاب و احیای ارزشهای آن موثر باشد.
کریمی، الگو سازی برای جوانان را بسیار مهم ارزیابی کرد و یادآورشد: نامگذاری روز ولادت حضرت علی اکبر (ع) به نام روز جوان در کنار شناساندن ارزشهای اخلاقی و توانایی های فکری آن حضرت، می تواند نتایج مثبتی درزمینه الگو سازی برای جوانان داشته باشد.
وی، آگاهسازی و پرداختن به شخصیت الگوهای ارزشی و اخلاقی رااز جمله مشکلات این حوزه ذکرکرد و گفت: با ارایه الگو های مناسب به جوانان، زمینه تعامل هرچه بیشتر این قشر فراهم میشود.
یک مخترع جوان نیز خدمت به کشور را وظیفه ملی هر جوانی دانست و گفت: وجود مشکلات نباید مانع از موفقیت و تحقق آرزوهای جوانان شود.
"مجتبی کریمی" افزود:‌ موفق ترین انسانها کسانی هستند که از مشکلات موجود به عنوان پلی جهت رسیدن به خواسته های خود استفاده کنند.
وی اراده و پشتکار برای رسیدن به هدف مشخص را از ویژگیهای یک جوان موفق دانست و افزود : اراده و پشتکار مکمل هم در جهت رسیدن به اهداف تعیین شده برای افراد است.
این جوان بابیان این مطلب که یادگیری کسب تجربه و استفاده از تجربیات دیگران بستر لازم برای رسیدن به اهداف را هموار می سازد ادامه داد: تمام افراد و به ویژه جوانان باید با تعامل بیشتر و تبادل اطلاعات علمی، مسوولان کشور را در راستای توسعه همه جانبه یاری کنند.
کریمی ارایه ی نظریات علمی از سوی افراد نخبه، ارائه روشهایی برای بهبود وضعیت اقتصاد جامعه ، طراحی و ساخت، نوع آوری و ابتکار را از مصادیق همدلی در میان افراد فرهیخته جهت پیشرفت جامعه دانست و ابراز داشت: تمام افراد در زمینه ها و تخصص های گوناگون علمی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی می توانند با به اشتراک گذاشتن اطلاعات خود گام بلندی را در راستای ارتقای سطح کمی و کیفی جامعه بردارند .
وی یادآورشد: ‌ضعف اطلاع رسانی در زمینه معرفی الگوهای ارزشی و دینی باعث گرایش جوانان به سمت الگوهایی میشود که با فرهنگ، باور و ارزشهای دینی ما سازگاری چندانی ندارد.
یک جوان فعال فرهنگی و اجتماعی نیز نبود تعامل میان جوانان را از معضلات این قشر دانست و گفت: جوانان باید با توجه به دارا بودن انرژی و توانایی لازم جهت کاربردی کردن علوم ،‌ عامل محرکی در جهت در رشد و توسعه جامعه باشند.
"محمد اصفهانی" برنامه های انجام شده در زمینه الگو سازی برای جوانان با توجه به سیره امامان معصوم به ویژه حضرت علی اکبر (ع) را ناکافی دانست و ادامه داد: باید تمام توان و تلاش خود را در جهت الگو سازی برای جوانان انجام داد و با یک برنامه ریزی منسجم الگوهای دینی و ارزشی خود را احیا کرد .
وی با تبیین ویژگیهای جوان نمونه و موفق گفت: تشکیل گروههای کاری در قالب شرکتهای تعاونی جهت استفاده از توانایی جسمی و فکری افراد، انجام ابداعات و اختراعات گوناگون و ظهور و بروز این اختراعات و ابداعات در قالب طرحهای اجرایی مختلف از عوامل توسعه جامعه در ابعاد متفاوت است.
وی توسعه سیاسی، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جامعه را از دغدغه های فکری جوانان عنوان کرد و گفت: گسترش دانشگاهها و مراکز علمی ، گویای حرکت رو به رشد و افزایش سطح علمی و تخصصی جامعه به ویژه قشر جوان است.
اصفهانی بابیان اینکه حمایت صرفا در بعد مادی معنا پیدا نمی کند تاکید کرد: حمایت متولیان امور جوانان از طرحهای پژوهشی وایده های نو که از سوی جوانان ارایه میشود باعث افزایش حس اعتماد به نفس وبالا رفتن انگیزه جوانان برای انجام کارهای تحقیقاتی و پژوهشی و اجرای آن در جامعه خواهد شد.

خبر گزاری جمهوری اسلامی

مخلص شماmori


سه شنبه 24 شهریور 1388 توسط mori | نظرات ()

پسر یا دختر تربیت کدام یک سخت تر است؟

معمولاً بسیاری از مادران از سال‌های اولیه زندگی پسرها شکایت دارند و بسیاری دیگر از مشکلات ارتباطی دخترها در سنین نوجوانی‌شان ناراضی هستند.

 همیشه این سؤال مطرح بوده که بین دختر یا پسر بزرگ‌کردن کدام یک دشوارتر است و تقریباً هیچ‌گاه پاسخ دقیقی برای آن پیدا نشده است. معمولاً بسیاری از مادران از سال‌های اولیه زندگی پسرها شکایت دارند و بسیاری دیگر از مشکلات ارتباطی دخترها در سنین نوجوانی‌شان ناراضی هستند.

اما همیشه این سؤال بین والدین مطرح بوده که نگهداری و مراقبت از کدام یک مشکل‌تر است. دختر‌ها یا پسرها؟
البته هر کودک برای خودش شخصیت جداگانه‌ای دارد... همچنین محیط نیز که شامل پدر و مادر و مربیان می‌شود نقش مهمی در شکل‌گیری شخصت کودکان بازی می‌کند.

دیوید استین استاد دانشگاه ویرجینیا می‌گوید: ما با شیوه‌های متفاوتی با دخترها و پسرها برخورد می‌کنیم. معمولاً ارتباط پدرها و مادرها با دخترها با ملایمت بیشتری همراه است در حالی که در مورد پسرها معمولاً شیوه ارتباط با تحرک و جدیت بیشتری صورت می‌گیرد.

واقعیت این است که مغز دخترها و پسرها با سرعت متفاوتی تکامل پیدا می‌کند و همین عامل باعث می‌شود شیوه رفتار آنها متفاوت باشد.
برای این که به این سؤال جواب بدهیم، می‌توانیم این موضوع را دسته‌بندی کنیم و از زوایای مختلف به آن بپردازیم.

نظم و انضباط، کدام مشکل‌تر است؟ پسرها
تحقیقات نشان داده قدرت شنوایی پسر‌ها مانند دختر‌ها تکامل پیدا نمی‌کند و تفاوت آنها زمانی که کودکان بزرگ‌تر می‌شوند افزایش پیدا می‌کند. دختر‌ها به دامنه فرکانس صدا حساس‌ترند و مرکز کلامی در مغز آنها سریع‌تر تکامل پیدا می‌کند. دقیقاً به همین دلیل است که دخترها به تشویق‌های کلامی بسیار بهتر از پسرها پاسخ می‌دهند. اما قدرت شنوایی پسر‌ها مانند دختر‌ها قوی نیست و آنها بیشتر تمایل به بازیگوشی و جنب‌وجوش دارند.
بررسی‌ها نشان می‌دهد پسرها تا پنج برابر بیشتر از دخترها به ناهنجاری‌های رفتاری و ارتباطی مانند بیش‌فعالی، توجه ناکافی و اختلالات نافرمانی دچار می‌شوند.

امنیت فیزیکی، کدام یک مشکل‌ترند؟ پسرها
پسرها غیرقابل کنترل‌تر از دخترها هستند. تحقیقات نشان می‌دهد انجام کارهای خطرناک باعث احساس لذت در مغز آنها می‌شود.
به همین دلیل بسیاری از مادران می‌گویند آنها باید بیشتر از دخترانشان مراقب پسرها باشند و همیشه باید زخم‌های سر و صورت آنها را پانسمان کنند.
اما این ماجراجوبی‌ها برای شخصیت بچه‌ها خصوصاً پسرها بسیار مفید است و اعتماد به نفس آنهارا افزایش می‌دهد.

ارتباطات، کدام مشکل‌تر است؟ اول پسر‌ها بعد دخترها
در اوایل تولد نوزاد‌های دختر تمایل بیشتری به نگاه‌کردن به رنگ‌ها و نوشته‌ها و نگاه‌کردن به صورت انسان‌ها دارند اما پسر‌ها بیشتر تمایل به حرکت دارند. دخترها بیشتر مردم‌گرا هستند در حالی که پسر‌ها عمل‌گرا و اهل زد و خورد و درگیری هستند. به این دلیل که دختر‌ها بیشتر به صورت توجه می‌کنند بهتر علائم شنیداری مثل تن صدا را می‌فهمند. پسر‌ها نه تنها دیرتر از دختر‌ها حرف زدن را یاد می‌گیرند بلکه از لغت‌های کمتری در مکالمات خود استفاده می‌کنند و مشکلات بیشتری در بیان احساسات خود با کلمات دارند.
دختر‌ها خیلی راحت احساسات و جزئیات رویداد‌های زندگی خود را بیان می‌کنند اما پسر‌ها این جزئیات را چندان مهم نمی‌دانند.
اما زمانی که دخترها به سن هشت سالگی می‌رسند ارتباط کلامی با آنها مشکل‌تر می‌شود و اینجاست که مادران لب به شکایت از این شیوه رفتاری دخترها می‌گشایند.

اعتماد به نفس، کدام مشکل‌تر است؟ دخترها
اعتماد به نفس یکی از مهم‌ترین ملزومات پیشرف و ترقی در هر انسانی است. بررسی‌ها نشان می‌دهد دخترها بیش از پسرها در داشتن اعتماد به نفس مشکل دارند.
دختر‌ها بیشتر به دنبال خشنود کردن دیگران و جلب نظر مثبت آنها هستند تا اینکه از خواسته‌های خود پیروی کنند. این امر به دلیل اعتماد به نفس پایین‌تر دخترهاست.

مدرسه، کدام مشکل‌تراند؟ عمدتاً پسرها
معمولاً پسرها شیوه کنونی تحصیلات را نمی‌پسندند. آنها چندان محیط دربسته آموزشی و نشستن در کلاس را دوست ندارند و به همین دلیل است که پسر‌ها در توجه بهتر، کنترل خود و مهارت‌های زبانی از دخترها عقب‌تر هستند. معمولاً معلمان در مدرسه با پسرها بیشتر مشکل دارند و باید تلاش بیشتری برای جلب توجه آنها به درس و کلاس کنند.


سه شنبه 24 شهریور 1388 توسط mori | نظرات ()

پسران از دید دختران

گه براشون خودتونو بیارایید میگن که عاشق مونه - اگر نیارایید میگن خود بین و گستاخه!

اگه براشون لباس شیک بپوشید میگن می خواد دل ببره و اغوامون کنه - اگه شیک نپوشید میگن شلخته و بدسلیقه ست!


اگه باهاشون بحث کنید میگن کله شقه - اگه ساکت بمونید میگن تهی مغزه و حرفی واسه گفتن نداره!


اگه ازشون باهوش تر باشید انکار می کنند - اگه اونا با هوش تر ازشما باشند دم به دم به رختون می کشند!


اگه دوستشون نداشته باشید هی میان سراغتون و التماس و عز و چز می کنند - اگه دوستشون داشته باشید، طاقچه بالا میگذارند و دلتونو میشکونند!


اگه بهشون بوسه ندین میگن دوستش ندارید - اگه بدید میگن دختره سهل الوصوله!


اگه مشکلتونو بهشون بگید میگن بیخودی داری یه چیز کوچیکو بزرگ می کنی - اگه نگید میگن بهشون اعتماد کافی ندارید!


اگه سرزنششون کنید میگن دارید مادر بزرگ بازی در میارید - اگه اونا سرزنشتون کنن میگن به خاطر اینه که نسبت به شما احساس مسئولیت میکنند!


اگه زیر قول و قرارتون بزنید میگن به این دلیله که بهشون وفادار نیستید - اگه اونا زیر قول و قرارشون بزنند میگن : منو ببخش عزیزم، مجبور بودم!


اگه سیگار بکشید میگن دختر جلف و سبک سری هستید - اگه اونا سیگار بکشن به این دلیله که جنتلمن هستند یا اعصابشون خورده!


اگه در امتحان موفق بشید میگن شانس آوردی - اگه اونا موفق بشند میگن به خاطر هوش سرشارشونه!


اگه اذیتشون کنید میگن به این دلیله که ظالمید - اگه اونا اذیتتون بکنند میگن به دین دلیله که حق تونه!


حالا با این حساب دخترای دسته گل چطوری می تونند با شما شازده پسرای گنده دماغ حرف مفت زن شر و ور گو کنار بیان؟ با شما آقازاده های غیر واقع بین، خود بزرگ بین، خودستا، غیر منطقی و غیر قابل اعتماد، و بالاتر از همه لافزن و غیر قابل تحمل؛ هان؟ چطوری؟...

          اینم تقدیم به همه دخترای جوان                شاد باشید                     مصطفی

         البته از پسرای جوون فعلا معذرت میخوام...


سه شنبه 24 شهریور 1388 توسط mostafa | نظرات ()

دوستانه

سلام بچه ها خوبین

اول از همه شهادت مولامون آقامون و سرورمون

حضرت علی(ع) را به همه شما عزیزان تسلیت میگم

امیدوارم تو این شبا مارو هم از یاد نبرید و دعا کنید

از این که چند روزی نبودم معذرت میخوام

در گیر کارای دانشگاه بودم که تازه امروز تموم شد طی این مدت آقا

مصطفی مطالب خوبی پست کرده که واقعا ازش ممنونم

که سایتو آپ میکرده از شمام ممنون که با نظراتون به ما کمک میکنین

مرسیmori


شنبه 21 شهریور 1388 توسط mori | نظرات ()

روش های درس خواندن پسر ها و دختر ها (طنز)

دخترها: بعضی از اونا واقاً می خونند حالا چی می خونند خدا میدونه ولی واسه اینكه تابستون راحت باشن و به بهانه كلاس سنتور , نقاشی , و با دوست پسر عزیزش برن عشق صفا به دلیل مسایل غیر اخلاقی ادامشو نمی نویسم وقتی میرن سر كتاب تا یكی دو ساعت دیگه كلشونو از كتاب بر نمی دارند . عادت دارند زیر مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند بعضی هاشون هم كه مثلا درس می خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روی كتابه ولی حواسشون یه جای دیگست ...( پیشه همون پسره كه با هم رفتن ددر) یه عده ای هم هستند كه به بهونه اینكه مشكل دارن زنگ میزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود یك ساعت و اندی به طوری كه اشك و دود تلفن در میاد برای هم قصه بی بی چساره تعریف می كنند یه سری هم به دلیل اینكه دوست پسر نداران و انگیزه ای برای دودر كردن كلاسا ندارن مجبورن خر بزنن تا برن دانشگاه (اخه شنیدن تو دانشگاه دوست پسر فراوونه)نكته(دلیل اینكه پسرا نمیرن دانشگاه همین دختراس(البته از نوع سیریشش

و اما پسر ها: یا درس نمی خونند یا وقتی می خواند بخونند باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد كه شب امتحانه ... یه كم كه درس خوندند یه موردی پیش میاد و بهش خیره می شوند و به یه چیزی فكر می كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند میشند میرن استراحت می كنند بعد از یك ساعت استراحت دوباره میرند میشینند فكر می كنند . وقتی فكرشون تموم شد كتاب را ورق میزنند یه كم براندازش میكنند وزنش می كنند استخاره می كنند برای خودشون تقسیمش می كنند میگند تا ساعت فلان اینقدر می خونم تا ساعت فلان اینقدر بعد میرن استراحت كنند . حین استراحت حسشون تموم میشه حال ندارند برند بخونند ولی چون می دونند فردا امتحان دارند پا میشند میرند سر كتابشون. همینجور كه می خونند هیچی حالیشون نیست چون جای دیگه فكر می كنند(لازم به ذكر است كه هیچ وقت در هیچ موقعیتی فكر نمی كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون می بعد از نیم ساعت دوباره میرن استراحت، بعد سه ربع استراحت می بینند خیلی دیر شده .دوباره میرنند درس بخونند این بار می خونند یه چیزایی هم یاد میگیرند ولی چیزایی كه یاد نمی گیرند را میذارند كه فردا از دوستاش بپرسند یه كم به معلمشون فحش میدند می گند اینارو درس نداده خلاصه آخرش نمیرسند كتاب را تموم كنند فردا میرند میبینند كه دوستاشون یه چیزایی می گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خر میشه اونایی هم كه خونده بودند یادشون میره به همین سادگی.

                          شاد باشید                    مصطفی


جمعه 20 شهریور 1388 توسط mostafa | نظرات ()

دختر وپسر ندارد، مهم این است كه بچّه آدم باشد!(طنز)

...همه‌ی ما می‌دانیم و بر این موضوع واقفیم كه «دختر وپسر ندارد، مهم این است كه بچّه آدم باشد!» پس ما هم با بی طرفی كامل به مقایسه‌ی انواع و اقسام این موجود مهم می‌پردازیم:

1. پیش از دبستان:
دختر و پسر: در این مقطع دختر و پسر فرقی ندارند و بچّه باید سالم باشد. درچنین مقطعی، نوزاد و پس از آن كودك، با اساسی‌ترین و حیاتی‌ترین پرسش‌های زندگی‌اش آشنا می‌شود؛ پرسش‌هایی مانند «بگو مامان» ، «آهان! گفتی بابا درسته عزیزم؟!»،‌ «تو واسه چی اوّل گفتی بابا گل من؟!!‌“ و كم كم پرسش‌هایی مثل «بگو ببینم، مامانو چند تا دوست داری؟»، «بابا رو چی؟ عمّه رو؟! خاله، عمو... دایی... و... ؟!»، «بزرگ شدی می‌خوای چی كاره بشی؟» (حالا بگذریم كه این بچّه تمام سعی‌اش را بكار بگیرد، حداكثر شش سال و نیم تمام دارد‌‌‌‌‌ و چه می‌داند اصلا ً بزرگ شدی یعنی تقریبا چقدر شدی؟!)
علایق: ... (عذر می‌خواهم مزاحم می‌شوم ولی اگر شما یادتان هست در شش‌ماهگی به چه چیزی علاقه داشتید ما را هم خبر كنید!)
مشاغل مورد علاقه: ؟!



2. دبستان:
دختر و پسر: در این حالت هم دختر و پسر فرقی ندارد و مهم این است كه بچّه... ببخشید كودك با مدرسه ارتباط برقرار كند. در این مقطع كودك با پرسش‌هایی نظیر «مدرسه رو دوست داری؟ چند تا؟»، «خانم معلّم رو چی؟» ، «چند تا بیست گرفتی؟»، «چرا بیست گرفتی؟»‏‏، «چرا چند تا بیست گرفتی؟!!» و... مواجه است.
علایق: مامان و بابا، خانم معلّم، مدرسه، درس، ریاضی( ؟! ).
مشاغل مورد علاقه: خلبانی، پزشكی (یك همچین چیزهایی).

3. دبیرستان:
دختر: در چنین مقطعی، دخترها تبدیل می‌شوند به یك جور «من دیگه بزرگ شده‌ام مكرّر. تركیبی از عكس، پوستر، كامپیوتر، دكّه‌ی روزنامه‌فروشی، و «یه كمی هم درس بخون». پرسش‌های مهمی كه با آن مواجه می‌شوند عبارتست از: «تو چرا اُفت تحصیلی پیدا كردی؟!»، «تو چرا تازگی‌ها این قدر جلوی آیینه‌ای؟!»، «گوشی تلفن كو؟!!»
علایق: آشنایی با انواع و اقسام دوستان، دلتنگی برای انواع و اقسام دوستان(!)، انواع چت روم، CD، گوشی تلفن، موسیقی و...
مشاغل مورد علاقه: بازیگری، نوازندگی و حالا شاید پزشكی!

پسر: تركیبی از «تو دیگه مرد شدی»، «پسرم بزرگ شده»، «آخه پسر تو كی می‌خوای بزرگ بشی؟»، «پسرم، می‌خوای در آینده‌ی نزدیك بزرگ بشی یا آینده‌ی دور؟!» افه، رو كم كنی، فوتبال، فوتبال، فوتبال، تریپ رفیق‌بازی و معرفت و اینا.
علایق: رفیق، فوتبال، منچستر، یوونتوس، بایرن (البته از سایر تیم‌های از قلم افتاده معذرت!)، ایضا ً موارد بالا.
مشاغل مورد علاقه: بازیگری، خوانندگی، شغل نان و آبدار... همان شغل نان و آبدار.

4. پیش‌دانشگاهی:
دختر و پسر فرقی ندارند، اغلب در این مقطع هر دو گروه شكل اضطراب می‌شوند. یك چیزی در مایه‌های «گنجشكِ نگران ِ آینده و در عین حال عصبی!» همچنین در دو حالت عزیزان حال خود را درك نمی‌كنند: یكی زمانی كه درس‌ها زیاد است، وقت هم كه كم است، پس دوستان حال عصب دارند؛ دیگر زمانی كه درگیرند، چون درس‌ها را مطالعه نموده‌اند ولی می‌ترسند فراموششان شود! تركیبی از كتاب، جزوه، تست، كنكور، زندگی، درس، درس = همه‌ی بقیه‌ی زندگی و مانند اینها.
علایق: یادگیری روش‌های تست زدن در سه سوت دو سوت و نیم و كمتر، دانشگاه و اینا...
مشاغل مورد علاقه:
دختر: پزشكی، مهندسی، «هر چی قبول بشم»، «وای خدا نكنه قبول نشم!»
پسر: مبارزه با سربازی!، مهندسی، پزشكی و...

5. دانشگاه:
دختر و پسر: تركیبی از جزوه، «عطر گل‌های بهاری»، «عشقمون كاشكی همین جوری بمونه!» و... پرسش‌های متداول: «عشق یعنی چه؟!!»، «كلاس تشكیل نمی‌شه؟»، «عشق یا ثروت، مسئله كدام است؟»، « ‌(با نازخوانده شود لطفا) فعلا می‌خوام درسمو ادامه بدم (آره دیگه؟!)»

علایق دختر: بوفه‌ی دانشكده، ردیف جلوی كلاس، دو در نمودن كلاس و...
علایق پسر: ایضا ً بوفه ، ردیف آخر كلاس ، ایضا ً دو دَر نمودن كلاس...

مشاغل مورد علاقه:
دختر: شغل پر درآمد، شغل HIGH CLASS و...
پسر: شغل مناسب و پر درآمد... شغل مناسب... شغل

                  امیدوارم همیشه خوش باشید            مصطفی


جمعه 20 شهریور 1388 توسط mostafa | نظرات ()

ادامه تحصیل و انتخاب شغل دو مشکل اساسی «جوانان»

در میان مسائل و مشکلات جوانان دو مساله بسیار جدی، حاد و همگانی وجود دارد که بر سایر مسائل و دشواری های دوران جوانی سایه افکنده آنها را تحت تاثیر خود قرار می دهد.به طوری که حل این مسائل، تاثیر مثبت و عدم حل و حل نارسای آن تاثیر منفی بر زندگی جوان باقی می گذارد که در نهایت موجب بروز ناراحتی روانی و نابسامانی فکری و حتی اعتیاد و یا سایر مسائل می شود. این دو مساله یکی امکانات ادامه تحصیل و دیگری انتخاب شغل، یعنی کیفیت استفاده از نیروی فعال جوانان است.دوران جدایی فرد از جرگه نوجوانان و جوانان و قرار گرفتن در جرگه بزرگ سالان معمولا با فراغت از تحصیل و ازدواج همزمان است. در این حال تکمیل تحصیلات به استقلال فکری جوان کمک می کند و پیدا کردن شغل به استقلال اقتصادی او.اجمالا باید گفت که اغلب ناکامی ها و تعارضات شدید روانی جوان هنگامی برطرف می شود که نیازهای اساسی او به موقع رفع شود.از میان این نیازهای اساسی تکمیل تحصیلات مطابق ذوق، استعداد، آرزو و رشد فکری فرد تا حد مطلوب و نیز ازدواج موفقیت آمیز و به موقع و شغل مناسب در راس همه قرار می گیرد. این سه مساله همزمان برای جوان پیش آمده و بر یک دیگر اثر می گذارند.جوان از یک سو نیاز به تغذیه فکری دارد و از سوی دیگر نیازمند فعالیت و سازندگی و بیان وجود خویش است، از این رو بسیج جوانان در کارهای سازنده و بالا بردن سطح مهارت ها و تخصص ها از ضروریت رشد در یک جامعه سالم است. 

ادامه مطلب

سه شنبه 17 شهریور 1388 توسط mostafa | نظرات ()

مشکلات دختران جوان جامعه نهفته وخاموش است


این قشر معمولا مورد توجه قرار نمی گیرد و جزو گروهی هستند که در جامعه دیده نمی شوند. مسائلی که دختران جوان حدود 23یا 24 سال با آن روبرو هستند و مهارتهایی که نیاز دارند تا به عنوان یک فرد مستقل در شرایط امروز در زندگی خود و خانواده خود با آن کنار بیایند، معمولا به آنها آموزش داده نمی شود و توجهی به نیازمندی‌های تربیتی ، اجتماعی وشخصی دختران جوان مجرد در طبقه بندی مسائل کشوری نمی شود و مورد غفلت واقع می شوند.
برخی از مشکلات به صورت آشکار توجه مسوولان و دست اندرکاران وخانواه ها را به خودش جلب می کند، ولی برخی از مشکلات از جمله مشکلات نهفته وخاموش و نادیده گرفته شده هستند. بحث اشتغال سالم و توان مالی یک امر آشکار است وهیچ کس نمی تواند آن را نادیده بگیرد .ممکن است از حل این مشکل فعلا ناتوان باشیم، اما اصل مشکل بیکاری را پذیرفته ایم .حتی نیازپسران جوان به تشکیل خانواده مورد توجه و حساسیت اکثر خانواده ها است وخانواده ها وقتی پسرانشان در یک سنی قرار می گیرند، اهتمام ویژه ای دارند که تا حد امکان برای پسران زمینه ازدواج را فراهم کنند.در حالی که معمولا مشکلات دختران جوان مجرد درفضای فرهنگی جامعه تا حدی از نوع مشکلات خاموش وپنهان است و به آنها توجهی نمی شود.
دختران و زنان تامین کننده بهداشت روانی جامعه هستند و توجه به مسایل آنها برای جامعه ضروری است، با توجه به شرایط موجود و بالا رفتن متوسط سن ازدواج جوانان، با جمعیت روبه فزونی دختران جوانی مواجه هستیم که ناچارند زندگی طولانی مدت مجردی را طی کنند و درکنار این اجبار تمایل به زندگی مستقل فکری واجتماعی در بستر خانواده دارند ؛ و نیاز به حداقل استقلال در زندگی را دارند.
درحالی که استقلال فکری پسران در خانواده ها به راحتی پذیرفته می شود، ولی درمقابل استقلال فکری دختران از سوی خانواده ها تدافعی برخورد می شود .با توجه به فاصله چند ساله از نیاز بالغانه به استقلال در دختران جوان، تا زمان دستیابی و تامین نیازِ استقلال در زندگی، وطولانی شدن مدت آن، اگر متوجه این اقتضائات و نیازها و فردی که در این جریان قرار گرفته نباشیم، آن وقت از ضریب بهداشت روانی جامعه کاستیم،در حالی که دختران جوان پشتوانه های اصلی تامین بهداشت روانی وعاطفی آتی جامعه وخانواده هستند، اگر دختر جوانی از اغنای روانی، عاطفی کافی برخوردار نباشد، طبعا نمی تواند بخشنده و عرضه کننده این امنیت و بهداشت به خانواده و جامعه باشند.



سه شنبه 17 شهریور 1388 توسط mostafa | نظرات ()

دختران مسن، پسران جوان، پیوندتان مبارك!

مرد فروشنده، جعبه‌های رنگارنگ كوچك و بزرگی را كه حاوی خریدهای زن و مرد بود، به كارگرش می‌دهد تا آنها را بدقت در خودروی شیك و آخرین مدلشان جا بدهد و بعد با چرب‌زبانی خاص خودش رو به زن می‌گوید: «مبارك باشد. یك میلیون و سیصد هزار تومان. البته اصلا قابلتان را ندارد.» زن در حالی كه چك‌پول‌های سبزرنگ را می‌شمارد، صدای فروشنده را می‌شنود كه رو به مرد جوان می‌گوید: «واقعا مادر دست و دلبازی دارید، قدرشان را بدانید»!
مرد جوان كه دیگر مدت‌هاست دیدن نگاه‌های متعجب و پچ‌پچ‌های درگوشی برایش عادی شده، ترجیح می‌دهد به روی خودش نیاورد و سكوت كند مثل همیشه؛ اما باز هم این زن است كه بلافاصله با گفتن این‌كه: «ایشان همسرم هستند نه پسرم»، فروشنده را از اشتباه درمی‌آورد. برای لحظاتی سكوت بر فضا حاكم می‌شود. فروشنده در حالی كه بسختی تعجب خود را پشت لبخند تصنعی‌اش مخفی كرده و نمی‌داند چطور باید سر و ته قضیه را هم بیاورد، می‌گوید: «حالا چه فرقی می‌كند. مهم این است كه آدم در ازدواج شانس بیاورد»!
زن و مرد مغازه را ترك می‌كنند. فروشنده همچنان با نگاهی متعجب بدرقه‌شان می‌كند و آنها در حالی دور می‌شوند كه ذهن هر كدامشان پر از هزاران اگر و شاید ریز و درشت است كه همگی در نهایت به این پرسش می‌رسد: «آیا ما واقعا خوشبختیم؟»


ادامه مطلب

شنبه 14 شهریور 1388 توسط mori | نظرات ()

جوانان و مشکل بیکاری

چگونه باید ایجاد اشتغال کرد، چگونه می توان مشکل بیکاری جوانان که امروز به مهمترین مشکل کشور تبدیل شده است، را حل کرد؟ آیا دولت باید بیکاران را جذب کند و برای آنها ایجاد اشتغال کند؟ آیا به غیر از دولت و بخش دولتی از راه های دیگری نمی توان برای جوانان کار ایجاد کرد؟به اعتقاد کارشناسان و متخصصان، در شرایط فعلی کشور، بهترین روش ایجاد اشتغال و حل مسئله بیکاری، توسعه و گسترش فرهنگ کارآفرینی در جامعه است. زیرا یکی از علل اصلی رشد نرخ بیکاری در کشور ما، توسعه نیافتگی فرهنگ کار و کارآفرینی در جامعه است و اینکه مردم و حتی تحصیلکرده ها و فرزندان خانواده های متمول هم دنبال این هستند که ازطریق بخش دولتی کسب و کاری برای خود ایجاد کنند.


 



ادامه مطلب

جمعه 13 شهریور 1388 توسط mori | نظرات ()

دوستانه

سلام به همه جوونای با حال

راستش من تازه به آقا mori ملحق شدم و تو جمع اوری مطالب بهش كمك میكنم

امیدوارم منو با نظراتتون كمك كنید تا خیلی خیلی بهتر به اقا mori كمك كنم و تو حل مشكلات جوونا كوشا باشم


جمعه 13 شهریور 1388 توسط mostafa | نظرات ()

فرق عروسی رفتن پسرها و دخترها

عروسی رفتن دخترها

دو، سه هفته قبل از عروسی، دغدغه ی خاطرش اینه که : من چی بپوشم؟! توی این مدت هر روز یا دو روز یه بار " پرو" لباس داره... اون دامن رو با این تاپ ست می کنه، یا اون شلوار رو با اون شال!! ممکنه به نتایجی برسه یا نرسه! آخر سر هم می ره لباس می خره!! بعد از اینکه لباس مورد نظر رو انتخاب کرد...حالا متناسب رنگ لباس، رنگ آرایش صورتش و تعیین می کنه...اگر هم توی این مدت قبل از مهمونی، چیزی از لوازم آرایش مثل لاک و سایه و...که رنگهاشو نداره رو تهیه می کنه...

حتی مدل مویی که اون روز می خواد داشته باشه رو تعیین می کنه...مثلا ممکنه " شینیون" کنه یا مدل دار سشوار بکشه...! البته سعی می کنه با رژیم غذایی سفت و سخت تناسب اندامشم حفظ بکنه... یه رژیمی هم برای پوست صورت و بدنش می گیره..! مثل پرهیز از خوردن غذاهای گرم! ماسک های زیادی هم می زاره، از شیر و تخم مرغ و هویج و خیار و توت فرنگی و گوجه فرنگی(اینا دستور غذا نیستا!!)

گرفته تا لیمو ترش ( این لیمو ترش واقعا معجزه می کنه، به یه بار امتحانش می ارزه!) خوب، روز موعود فرا می رسه! ساعت 8 صبح از خواب بیدار می شه( انگار که یه قرار مهم داره) بعد از خوردن صبحانه، می پره تو حموم،...بالاخره ساعت 10 تا 10:30 می یاد بیرون...( البته ممکنه یه بار هم تو حموم ماسک بزاره...که تا ساعت 11 در حمام تشریف داره!) بعد از ناهار...! لباس می پوشه می ره آرایشگاه، چون چند روز قبلش زنگ زده و وقت آرایشگاه گرفته برای ساعت 1:30 بعد از ظهر... توی آرایشگاه کلی نظر خواهی می کنه از اینو اون که چه مدل مویی براش بهترتره، هر چی هم ژورنال آرایشگر بنده خدا داره رو می گرده ....آخر سر هم خود آرایشگر به داد طرف می رسه و یه مدل بهش پیشنهاد می کنه و اونم قبول می کنه!! ساعت 3 می رسه خونه... بعد شروع میکنه به آرایش کردن...!

بعد از پوشیدن لباس که خیلی محتاطانه صورت می گیره( که مدل موهاش خراب نشه) یه عکس یادگاری از چهره ی زیباش می گیره که بعدا به نامزد آینده اش نشون بده!!

ساعت 8 عروسی شروع می شه...یه جوری راه می افته که نیم ساعت زودتر اونجا باشه!!

 

 

عروسی رفتن پسرها

اگر دو، سه هفته قبل بهشون بگی یا دو، سه ساعت قبل هیچ فرقی نمیکنه!!

روز عروسی، ساعت 12 ظهر از خواب بیدار می شه... خیلی خونسرد و ریلکس! صبحانه خورده و تمام برنامه های تلویزیون رو می بینه!

ساعت 6 بعد از ظهر، اون هم حتما با تغییر جو خونه که همه دارن حاضر می شن یادش می افته که بعله...عروسی دعوتیم..!

بعد از خبر دار شدن انگار که برق گرفته باشنش...! می پره تو حموم...

توی حموم از هولش، صورتشم با تیغ می بره...!!( بستگی به عمق بریدن داره، ممکنه مجبور بشه با همون چسب زخم بره عروسی!)

ریش هاش زده نزده( نصف بیشترو تو صورتش جا می زاره!!)از حموم می یاد بیرون...

ساعت 6:30 بعد از ظهره...هنوز تصمیم نگرفته چه تیپی بزنه، رسمی باشه یا اسپرت...!

تازه یادش می افته که پیرهنشو که الان خیلی به اون شلوارش می یاد اتو نکرده! شلوارشم که نگاه می کنه می بینه چند روز پیش درزش پاره شده بوده و یادش رفته بوده که بگه بدوزن..!!

کلی فحش و بد و بیراه به همه می ده که چرا بهش اهمیت نمی دن و پیرهنشو تو کمد لباساش بوده رو پیدا نکردن و اتو نکردن و شلوارشو چرا از علم غیبشون استفاده نکرد که بدونن که نیاز به دوختن داره...!

خلاصه...بالاخره یه لباس مناسب با کلی هول هول کردن پیدا می کنند و می پوشه(البته اگر نیاز بود که حتما به کمد لباس پدر و بردار هم دستبرد می زنه!!) ساعت 8 شب عروسی شروع می شه، ساعت 9:30 شب به شام عروسی می رسه..! البته اگر از عجله ی زیادش، توی راه تصادف نکرده باشه دیر تر از این به عروسی نمی رسه!!


جمعه 13 شهریور 1388 توسط mostafa | نظرات ()

دخترها و پسرها، این دو دنیای متفاوت....

انسانها همگی خواهان عشق، آزادی، امنیت و... مى باشند، ولی در برخی افراد پاره ای از این ارزشها اهمیت بیشتر و جایگاه بالاتری دارد. در ذیل به پاره ای از ارزشها، صفات و عكس العملهای متفاوت ''دخترها'' و ''پسرها'' اشاره مى كنم. این كاراكترها، بسته به محیط فرهنگی، سطح بینش، تحصیلات و... افراد ارزشگزاریهای متغیّری دارند...الف)دخترها وارد شدن به دایره ''امنیّت'' را ترجیح مى دهند، ولی پسرها پاره خط ''استقلال'' را بیشتر دوست دارند... دخترها به ''احساسات'' خود بیشتر بها مى دهند، ولی پسرها ''احتیاجات'' خود را مد نظر قرار مى دهند... ''امید'' در دخترها و ''آرزو'' در دل پسرها موج مى زند....، دخترها به هنگام درگیری عاطفی ''افسرده'' مى شوند، ولی پسرها معمولاً به ''انزوا'' كشیده مى شوند... دخترها تحت تا'ثیر اعمال دیگران با احتیاط تر عمل مى كنند و بیشتر نگاه به ''آیینه'' و پسرها بیشتر به ''آینده'' نگاه دارند....ب)دخترها خواهان ''برابری'' و پسرها خواهان ''برتری'' مى باشند... در صحنه زندگی معمولاً دخترها ''بیننده'' و پسرها ''بازیگرند'' و اكثر دخترها به ''بود یا نبود'' مى اندیشند ولی پسرها به ''باید و نباید''.....پ)دخترها به ''پیوند'' و پسرها به ''پیمان'' ایمان دارند... ''پایبندی'' در دخترها بیشتر به چشم مى خورد و ''پایداری'' در پسرها... دخترها معمولاً ''پیرو'' هستند و پسرها ''پیشرو''... امّا پرگویی بین دخترها و ''پرخاشگری'' بین پسرها رواج دارد.... ت)دخترهامعمولاً به آسانی ''تحمّل'' مى كنند و پسرها به سادگی ''تحمیل''... دخترها بیشتر در معرض ''تهدید'' و ''تحقیر''واقع مى شوند و پسرها در معرض ''تحریم'' و ''توبیخ''... دخترها در مقوله ''تقلید'' و پسرها در مقوله ''تقلّب'' توانائی دارند... دخترها در ''توضیح'' دادن و پسرها در ''توجیه'' كردن مهارت قابل توجّهی دارند... دخترها ''تجلیل گرهای'' خوبی و پسرها ''تحلیل گرهای'' خوبی از آب در مى آیند... دخترها مسائل را باهم ''تركیب'' مى كنند، ولی پسرها همواره سعی در'' تجزیه'' مسائل دارند... دخترها به آسانی خود را با محیط ''تطبیق'' مى دهند، ولی پسرها دوست دارند محیط را ''تغییر'' دهند... دخترها به ''تفاهم'' و پسرها به ''توافق'' راغب ترند... ''ثبات داشتن'' را دخترها ترجیح مى دهند و ''ثابت كردن'' را پسرها.....ث)دخترها معمولاً دوست دارند ''جذّاب و جدید'' باشند و پسرها دوست دارند ''جالب''... دخترها معمولاً اهل ''جواب دادن'' و پسرها اهل ''جولان دادن'' مى باشند... دخترها به ''جابجائی'' اكتفا مى كنند و پسرها به ''جاری شدن''....ج)دخترها نگهبانی از ''حرمتها'' را ترجیح مى دهند و پسرها نگهبانی از ''حریم ها'' را....چ)دخترها میل به ''حمایت كردن'' دارند، پسرها میل به ''حماسه آفرینی''... دخترها معمولاً دنبال ''حقوق'' از دست رفته خود هستند ولی پسرها دنبال ثابت كردن ''حقّانیت'' خود.....


جمعه 13 شهریور 1388 توسط mostafa | نظرات ()




morteza_mail_r@yahoo.com

دوستانه
دلیل خیانت زنان به همسرانشان
موانع اقامه نماز در نسل جوان
طنز و خنده
فرهنگ در شهرهای کوچک
انگیزه های غلط ازدواج2
انحراف و کمبود محبت در جوان
انگیزه های غلط ازدواج1
نقش عشق و عقل در ازدواج؟!
درد دل(طنز)
سخن بزرگان
جالبه بخونید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوستانه
حکمت خدا
برنامه هفتگی خانم های ایرانی - همش آشپزی آخه؟

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388

mori
mostafa

پادشاه موسیقی فارسی*رضا*
غم قطره*مرد تنها*
پریسا love
جهان الکترونیک
بی تو به سر نمی شود

میکرو کنترلر

به نظر شما روابط دخترخانوما و آقا پسرا از چه سنی مناسبه؟





بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

فرم عضویت
نام شما :
نام کاربری :
ایمیل :
کلمه عبور :
تکرار کلمه عبور :
Powered By :JustPersian
نام کاربری :
کلمه عبور :
Powered By :JustPersian

کد آهنگ